غزل دویست ونودحافظ

دلم رمیده شد و غافلم من درویش       که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش

چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم     که دل به دست کمان ابروییست کافرکیش

خیال حوصله بحر میپزد هیهات                    چههاست در سر این قطره محال اندیش

 

بنازم آن مژه شوخ عافیت کش را         که موج میزندش آب نوش بر سر نیش

ز آستین طبیبان هزار خون بچکد          گرم به تجربه دستی نهند بر دل ریش

به کوی میکده گریان و سرفکنده روم    چرا که شرم همیآیدم ز حاصل خویش

نه عمر خضر بماند نه ملک اسکندر      نزاع بر سر دنیی دون مکن درویش

بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ     خزانهای به کف آور ز گنج قارون بیش

فال حافظ

شما بر سر دو راهی قرار گرفته ای. همه ی کارها را سخت گرفته و ناامیدی. فکر می کنی تا حالا زنده بودنت بیخود بوده و تلاش هایت هدر رفته و خود را گول زده ای ولی این را بدان که از هر جا شروع کنی با منفعت است. با تجربه ای که به دست آورده باید بهتر تصمیم می گیری و راهت را انتخاب می کنی. به کسی فکر م یکنید که از شما دوراست و قرار را از شما ربوده البته م یدانم که عشق چشم و گوش را کور و کر می کند ولی باید از قدرت عل بهره گرفت و با یکی از آشنایان صمیمی حتماً مشورت کنید

اعتماد خود را از دست داده  و با تردید به این مساله نگاه کرده و در درون خود جدایی سخت آغاز نموده پس باید ابتدا سعی کنید و به خود متکی بوده و تمام جوانب کار را درنظر بگیرید و آنگاه دست به اقدام بزنید و عجله هم نداشته باشیدو بایدبدانید نیت به حصوله و شکیبایی و دقت انجام می گیرد پس راز دل خود را بهر کسی نگویید چون رقیبان منتظر اقدامات شما هستندو  اگر کاری را شروع کرده اید و می خواهید عاقبت آن نیکو گردد در 5 شب متوالی حضور قلب از سوره بقره آیه 256 و سوره لقمان آیه 22 را تا 8 آیه بعد از آن را با معنی و حضور قلبتان بخوانید

معانی بیت های غزل 290حافظ

بیت اول: دلم هراسیده و فرار کرده و منِ بی نوا، از این بی خبرم که بر سر این شکار شدهِ سرگردان چه آمده است .

بیت دوم: به سبب دلهره از دست دادن ایمان خویش، مانند بید می لرزم چرا که دلم در دست یاری کمان ابرو وکافرپیشه افتاده است .

بیت سوم:دل من، این باطل اندیش بی مقدار، اندیشه گنجایش دریا را در سر می پروراند . افسوس که چه خیال ها در سر دارد!

بیت چهارم:آن مژگان جسور عافیت سوز را بنازم که بر سرِ هر زخمِ ناشی از آن، آب حیات موج می زند .

بیت پنجم: اگر طبیبان برای معاینه، دستی بر دل مجروحم نهند از آستین آن ها خونِ فراوان جاری خواهد شد.

بیت  ششم:با گریه و زاری و حالت شرمساری به کوی میکده می روم زیرا از بی حاصلی خویش (نزد پیر میکده) شرمنده و خجلم .

بیت  هفتم: درویش بی نوا، بر سر این دنیای پست کشمکش مکن که نه عمر خضر، همیشگی و نه ملک اسکندر پایدار است.

بیت  هشتم:حافظ، دست هر نوای مستمندی به کمر و میان آن یار نمی رسد (برای اینکار) تحصیل نقدینه یی که بیش از گنج قارون باشد لازم است .

شرح  بیت های غزل حافظ290

وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لان و بحر غزل : مجتّث مثمّن مخبون اصلم مُسبغ

معانی کلمات غزل 290

رمیدن : هراسیدن و گریختن، فرار کردن .شکاری : 1- شکار کننده، 2- شکار شونده و دراینجا معنای دوم منظور است .

خیال پختن : خیال در سر پروریدن .کافر کیش : نا مسلمان .کیش : دین، مذهب، آیین، راه و رسم و طریقت، ترکَش، تیردان .

حوصله : چینه دان مرغ، سنگدان پرندگان و مجازاً به معنای ظرفیت .حوصله بحر : ظرفیت و عمق دریا، گنجایش دریا .

هیهات : (شبه جمله) دور است، از ادوات استبعاد به معنای : افسوس که اینطور نیست .

قطره : چکیده یی از آب، مجازاً به معنای مقدار اندک و در اینجا اشاره به دل است که در بیت مطلع آمده و فاعل جمله است .

محال اندیش : باطل اندیش، با اندیشه غیرممکن .مژه شوخ : مژه گستاخ، مژه فضول، مژه دلیر و پررو .

ملی کالا